تبليغاتX
ابهام نیوز
ابهام نيوز
ebhamnews
یکشنبه هجدهم بهمن 1388
مركزيت پيرامون در آمريكا

دكتر حسين دهشيار
استاد دانشگاه علامه‌طباطبايي

خصلت‌هاي اجتماعي، بنيان‌هاي ارزشي، چشم‌اندازهاي اقتصادي و ترتيبات سياسي در آمريكا از كيفيتي برخوردار هستند كه پياده ساختن آزمايش‌هاي اجتماعي پيچيده و همه‌گير را بسيار مشكل مي‌سازند. طرح‌هاي بزرگ اجتماعي تنها در شرايطي مقبوليت يافته‌اند كه اوضاع و احوال بحراني بر كشور حاكم بوده و به ضرورت، اقدامات همه‌جانبه و سريع را الزامي ساخته است. هيچ‌گاه اين تفكر كه «يك اندازه (برنامه) براي همه مناسب است» اعتبار هنجاري لازم را به دست نياورده است. با وجود اينكه زيربناهاي ارزشي، سطح زندگي، تعلقات سياسي و باورهاي اجتماعي در كل كشور از يك همسويي بنيادي برخوردار هستند اما تفاوت‌هاي ميزاني فراوان به چشم مي‌آيند. كشوري كه 16 برابر فرانسه است و متشكل از 50 ايالت مي‌باشد از همان دوران تحت حاكميت انگلستان و مستعمرات 13‌گانه اين اعتقاد را به صحنه آورد كه برنامه‌ها بايد با توجه به محيط جغرافيايي، سطح توسعه اقتصادي، گرايش‌هاي سياسي و كيفيت مناسبات اجتماعي قوام يابند. براي اينكه كمترين هزينه براي اشتباهات احتمالي و ارزيابي‌هاي نادرست پرداخت شود بهتر است ابتدا در يك محدوده خاص جغرافيايي طرح‌هاي اجتماعي پياده شوند تا به راحتي فزون‌تر و دغدغه‌هاي كمتر بتوان به جنبه‌هاي مثبت و منفي آن وقوف يافت. به همين روي است كه ملاحظه مي‌نماييم پيش‌قدمي‌ها در حيطه‌هاي مختلف از پايتخت كشور آغاز نمي‌شود بلكه هر جغرافيايي با توجه به مشكلات و نيازهاي خود تصميم مي‌گيرد كه چه طرح يا برنامه‌اي را پياده كند. به ضرورت اين نكته است كه تجربه‌ها و آزمايش‌هاي اجتماعي غالبا از ايالات شروع مي‌شوند و بعد دولت فدرال در صورت مطلوب بودن يا الزامات اجتماعي، آن را به يك موضوع ملي تبديل كند. در بسياري از كشورهاي جهان چه در قسمت توسعه‌يافته و چه در بخش عقب‌مانده يا در حال توسعه غالبا طرح‌ها و برنامه‌ها ماهيت ملي دارند و آنها به عنوان «زاده» دولت مركزي نگريسته مي‌شوند. تمام منابع ملي پشت سر اجراي اين برنامه‌ها قرار مي‌گيرد و اين برنامه‌ها چون توليد فكري حكومت مركزي هستند بنابراين الزامات سياسي نقش تعيين‌كننده نه تنها در شكل‌گيري آنها بلكه در پياده‌سازي آنها پيدا مي‌كند. اين به معناي ناديده انگاشتن بسياري از فاكتورهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي چه در مرحله طراحي و چه در مرحله اجراست. طرح‌ها و برنامه‌ها چون تنيدگي فزاينده با سرنوشت و جايگاه ساختار قدرت در اجتماع پيدا مي‌كنند بدون در نظر گرفتن تمامي تفاوت‌ها در گستره جامعه در قلمروهاي متفاوت بايد «موفق» شوند. به همين روي دولت هزينه‌هاي فراوان مالي، انساني، اخلاقي و ارزشي را تقبل مي‌كند. طرح‌ها از مركز آغاز مي‌شوند و به ساير مناطق «صادر» مي‌شوند. در اين جوامع طرح‌هاي بزرگ اجتماعي و فراوان پياده مي‌شوند و غالبا هم نتايج دلخواه به دست نمي‌آيد چون تمايزات در سطح كشور در زمينه‌هاي گوناگون مورد توجه قرار نمي‌گيرند چرا كه در تعارض با نيازهاي حكومت مركزي كه اقدام به پي‌ريزي طرح‌ها و برنامه‌ها كرده است، هستند. در آمريكا اصولا مسير و فرآيند به گونه‌اي ديگر است. ايالات، مركز شكل گرفتن طرح‌ها و برنامه‌ها هستند. بيشتر الزامات اجتماعي هستند كه ضرورت پا گرفتن يك سياست خاص را به صحنه مي‌آورند.

موضوعات خاص و دغدغه‌هاي حيات‌يافته در يك منطقه خاص چه در سطح محلي يا سطح ايالتي است كه نخبگان سياسي و گروه‌هاي ذي‌نفوذ را به تكاپو مي‌اندازد تا در جهت تامين منافع يا مشروعيت بخشيدن اجتماعي به ارزش‌هاي خود به پياده‌سازي طرح‌هاي موردنياز اقدام كنند. چون در سطح كوچك‌تر از گستره ملي طرح‌ها به اجرا گذاشته مي‌شوند به شكلي آسان‌تر اين امكان وجود دارد كه ضعف‌ها به چشم آيند و به گونه‌اي مطلوب‌تر و قاطع‌تر با آنها برخورد شود و اصلاح شوند. در آمريكا غالبا طرح‌هايي كه جنبه ملي مي‌يابند و در دستور كار حكومت فدرال قرار مي‌گيرند ابتدا در يك ايالت خاص به تجربه گرفته شده‌اند و بعدا با توجه به كيفيت اجرا و ماهيت بازدهي و با در نظر گرفتن ضعف‌ها و مشكلات الگوبرداري مي‌شوند و دولت فدرال بر اساس آن به طراحي يك برنامه ملي اقدام مي‌كند. اين ايالات هستند كه ابتدا به ابداع و نوآوري و سياستگذاري مي‌پردازند و بعدا حكومت فدرال به كپي‌برداري از اين اقدامات و سياست‌ها مي‌پردازد و آن را خصلت ملي اعطا مي‌كند. حكومت فدرال غالبا ابداع‌كننده نيست بلكه الگوبردار است و اين ايالات هستند كه نقش آزمايشگاه اوليه را بازي مي‌كنند. جريان و مسير از ايالات به مركز است در حالي كه در بسياري از جوامع كاملا اين روند معكوس است. اينكه چرا در آمريكا غالبا واكنش‌هاي خشونت‌آميز و ملتهب به برنامه‌هاي فدرال گرفته نمي‌شود به اين دليل است كه دولت فدرال درصدد ملي كردن تجربه‌هاي ايالتي است. البته هرگاه دولت فدرال تصميم بگيرد يك طرح ايالتي را در سطح ملي پياده كند اما به دلايل سياسي و ارزشي تصميم‌گيرندگان سياسي در واشنگتن به ناديده‌انگاري نكات ضعف و كاستي طرح اجرا شده در ايالت اقدام شود محققا واكنش‌هاي فراوان و مقاومت‌هاي گسترده صورت مي‌گيرد كه مخالفت گسترده مردم آمريكا به تلاش دولت باراك اوباما براي تصويب قانون بيمه درمان همگاني نيز به همين دليل است. در دوران تامي تامسون، فرماندار جمهوريخواه ايالت ويسكانسين براي اصلاح سيستم به‌زيستي (رفاهي) نوآوري‌ها و ابتكارات فراوان پياده شد كه همين مبنا و پايه اصلاح سيستم در سطح ملي در دوران بيل كلينتون شد. طرح بيمه درمان همگاني براي اولين بار در سال 2006 در دوران ميت رامني، فرماندار جمهوريخواه ايالت ماساچوست به اجرا درآمد كه همين طرح مبناي طرح دولت باراك اوباماست كه در تلاش تصويب آن براي كل كشور است. ايالات، مركز نوآوري‌ها و ابداعات در حيطه‌هاي اجتماعي هستند و دولت فدرال غالبا دنباله‌روي آنهاست. دولت مركزي بيش از آنكه در نقش تحكم‌كننده قرار داشته است نقش دنباله‌رو را دارد.

مرجع : نواندیش

پيشخوان روزنامه ها